پرسش مهر ۱۷

پرسش مهر ۱۷

ابن وبلاگ جهت تحقیق در خصوص پاسخی به پرسش مهر ریاست محترم جمهور و آموزش دروس پایه‌های هفتم، هشتم و نهم تهیه شده است
پرسش مهر ۱۷

پرسش مهر ۱۷

ابن وبلاگ جهت تحقیق در خصوص پاسخی به پرسش مهر ریاست محترم جمهور و آموزش دروس پایه‌های هفتم، هشتم و نهم تهیه شده است

گستردگی-مدارس

خشونت در مدرسه
مدرسه، اغلب نخستین مکانی است که مجبوریم با دیگران زندگی کنیم. مدرسه، جدا و متفاوت از جامعه نیست.وقتی در جامعه خشونت هست، در مدرسه هم هست، ولی مدرسه محلی است که برای زندگی آینده آماده می شویم و آموزش «انسان اجتماعی شدن» را از طریق احترام به دیگران و پذیرفتن آنان می آموزیم. اگر مدرسه نتواند چنین آموزش هایی بدهد در برابر نسل آینده وظیفه خود را انجام نداده است.
 همان طور که می دانید خشونت یکی از مهم ترین آسیب هایی است که سلامت روان فرد و در نهایت جامعه ای را به خطر می اندازد. به همین دلیل است که آموزش خشونت در مدرسه در مقایسه با اماکن دیگر از حساسیت های ویژه ای برخوردار است زیرا اگر به خشونت در مدرسه فرصت و امکان بدهیم موجب شده ایم جامعه فردا، خشن تر از امروز شود اما خشونت در مدرسه به چه شکل هایی دیده می شود؟ این خشونت ها در کلاس، در بین هم شاگردی ها، بین معلم و دانش آموز و خشونت در حیاط و محیط مدرسه بین دانش آموزان مشاهده می شود... 
ادامه مطلب ...

گستردگی-خانواده

اعمال خشونت در خانواده
"خشونت" و "تنبیه" در خانواده گاهی تبلور ترس و دلهره است زیرا فرزندانی که از کودکی فقط آموخته‌اند که به همه درخواستهای موجود پاسخ "آری" بدهند و اگر "نه" بگویند در معرض تنبیه قرار می‌گیرند، در بزرگسالی احتمال آنکه هرگاه "نه" می‌شنوند ،از ابزار خشونت استفاده کنند بیشتر است ، همانطور که فرزندان خانواده‌های پدرسالار، غالبا یا خشونتگرا هستند و یا از افسردگی رنج می‌برند
روانکاوان معتقدند هنگامی که نمی‌توانیم حرفمان را به کرسی بنشانیم توسط خشونت آن را اعمال می‌کنیم و این به معنای آن است که کسی که اقتدار درونی‌اش از بین رفته یا کم رنگ شده است ناچار است توسط خشونت خواسته‌اش را محقق کند
وقتی احترام به‌خود را یاد نگرفته‌ایم و از کودکی با احساس تحقیر زندگی کرده‌ایم به دیگران نیز طبعا احترام نمی گذاریم و این بی‌احترامی را بر فردی که از خودمان ضعیف تر است مثل کودکمان اعمال می‌کنیم...
 
ادامه مطلب ...

قربانیان-مردان

مردان قربانی خشونت های خانوادگی
به گزارش شورای پیش گیری جرایم استکهلم، یک چهارم قربانیان خشونت های خانوادگی،‌مردان هستند.
به گزارش بی باک، جام به نقل از  رادیو فارسی سوئد نوشت: یک چهارم قربانیان خشونت های خانوادگی،‌ مردان هستند. این آمار را شورای پیش گیری از جرایم استکلهم ارائه داده است.
این شورا از سال ۲۰۰۹ اقدام به تهیه ی آماری از موارد شکایت به دلیل اعمال خشونت توسط نزدیکان و درون خانواده کرده است.
آمار گردآوری شده ازسال گذشته، نشان دهنده ی این است که وجود مردان درمیان قربانیان این گونه خشونت ها، غیرعادی نیست.
با این حال گفته شده است که مردان به دلایل مختلف از شکایت در این مورد خودداری می کنند. در این رابطه یکی از پژوهشگران شورای پیش گیری از جرایم گفته است که اعمال خشونت نسبت به مردان با زنان متفاوت است و برای نمونه سیلی زدن یک زن به مرد، ازسوی مردان خشونت به حساب نمی آید.
...... 
ادامه مطلب ...

قربانیان-زنان

نان، قربانیان خشونت / نگاهی جامع به خشونت علیه زنان
خشونت پدیده ای تاریخی و جهانی است که در همه جوامع و تمام ادوار وجود داشته است. توجه به این پدیده از دهه ۷۰ میلادی آغاز شد و پژوهش های متعددی در این حوزه انجام گرفت
به طور کلی خشونت ، استفاده از زور فیزیکی  و یا غیر فیزیکی (فشار روحی) به منظور قراردادن دیگران در وضعیتی بر خلاف خواست‌شان است.، کلمه خشونت طیف گسترده‌ای را پوشش می‌دهد. خشونت می‌تواند از درگیری فیزیکی بین دو انسان تا جنگ و نسل کشی که کشته .شدن میلون‌ها نفر از نتایج آن است خشونت می تواند آگاهانه و یا از روی جهل اتفاق بیافتد.
در میان دسته های مختلف خشونت ، بیشترین و مهمترین نوع ، خشونت علیه زنان است.  "خشونت علیه زنان" اصطلاحی تخصصی است که برای توصیف کلی کارهای خشونت آمیز علیه زنان به کار می‌رود. همانند Hate Crime، این شکل از خشونت علیه گروه خاصی از مردم اِعمال می‌شود و جنسیت قربانی پایه اصلی خشونت است
سازمان ملل متحد خشونت علیه زنان را اینطور تعریف کرده است : «هرگونه عمل خشونت آمیز بر پایه جنسیت که بتواند منجر به آسیب فیزیکی (بدنی)، جنسی یا روانی زنان بشود» تعریف کرده است که شامل «تهدید به این کارها، اِعمال اجبار، یا سلب مستبدانهٔ آزادی (چه در اجتماع و چه در زندگی شخصی)» می‌شود
.... 
ادامه مطلب ...

قربانیان-جوانان

کودکان و نوجوانان و جوانان ما بی انکه با راهکارهای کنترل عصبانیت آشنا شوند هریک به نحوی قربانی خشونت حاصل از این نا آگاهی می‌شوند.
گروه جامعه: "اعصاب ندارم" جمله ای که هریک از ما روزانه حداقل یکبار آن را می گوییم یا در خوشبینانه ترین حالت شنونده آن در زمانها و مکان های مختلف هستیم. جمله ای که متاسقانه آن را از زبان اقشار و طبقات مختلف مردم می شنویم. اصطلاحی که معمولا به عنوان اعصاب ندارم بین ایرانیان مرسوم است حالتی را حکایت می کند که شخص قادر به کنترل خشم و عصبانیت نیست و با گفتن این جمله سعی می کند اطرافیان خود را از این موضوع آگاه کند تا بتواند مقداری از بار روانی حاصل از این عدم کنترل را بکاهد.
گاهی این عدم کنترل خشم یا نداشتن اعصاب به جار جنجالی در خانه یا محل کار یا خیابان می انجامد که معمولا با وساطت اطرافیان ختم به خیر می شود و گاهی هم این وساطت ها چاره ساز نمی شوند و این اعصاب نداشتن موجب می شود فرد خود یا دیگری را از زندگی ساقط کند. دادگاههای ایران مملو از پرونده هایی است که مهمترین عامل تشکیل آنها همین داشتن اعصاب است. شاید به جرات بتوان گفت اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران در کنار تمام تفاوتهایشان در یک نقطه مشترک هستند و آن نداشتن اعصاب است. راننده تاکسی؛ پرستار بیمارستان؛ منشی پزشکی حاذق؛ فوتبالیست یا ورزشکار معروف یا حتی مجریان تلویزیون و هنر پیشه های به اصلاح الگو هم بسیاری از اوقات روان، آبرو و اعتبار خود را به سبب نداشتن اعصاب و حواله مشت و لگد به اطرافیان از دست می دهند.
...... 
ادامه مطلب ...